أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

272

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

پس او را بعد از شهادت در آنجا دفن كردند بعد از آن بسيارى از شهدا كه با وى بودند نزديك وى دفن كردند . شيخ ابو زرعه عبد الوهاب اردبيلى « 3 » عالمى زاهد بود كه مسافرت كرد و پير گشته بود و معاصر شيخ كبير بود و در راه حجاز باهم بودند يك بار . و در مدينه رسول الله صلى الله عليه و آله از هم جدا شدند و در روز جمعه و بعضى روزهاى ديگر شيخ ابو زرعه وعظ ميفرمود در جامع شيراز و در زاويه خود نصيحت خلق مىنمود و روايت از كتاب سنن ابو مسلم « 4 » ميكرد و او را كرامات ظاهره و آيات باهره بود و در

--> ( 3 ) - الشيخ ابو زرعه عبد الوهاب بن محمد بن ايوب الاردبيلى ( شد الازار ) ( زرعه بضم زاى معجمه و سكون راء مهمله است ) حاشيه علامه قزوينى . ( 4 ) - مقصود محدث بسيار معروف قرن سوم ابو مسلم ابراهيم بن عبد الله بن مسلم بن ماعز بن كش بصرى معروف بكشى و كجى ( بفتح كاف و شين معجمهء مشدده يا جيم مشدده ) متوفى در هفتم محرم سنهء 292 در بغداد و مدفون در بصره است كه مؤلف كتاب مشهورى بوده در احاديث معروف بسنن ابى مسلم الكشى كه گويا فعلا از ميان رفته است ، خطيب در تاريخ بغداد گويد كه در يكى از مجالسى كه او در بغداد املاى حديث مىنمود عدهء حضار را كه همه ايستاده و بدست هريك دواتى بود كه هرچه او ميگفت مىنوشتند شماره كردند چهل و اند هزار نفر بودند به غير نظارگان ، و در مجالس املاى او هفت نفر مستملى ( يعنى كسى كه سخن استاد را تلقى كرده و سپس آن را به آواز بلند مكرر ميكرده تا به گوش ساير كسانى كه دورتراند برسد ) بوده‌اند كه هريك از آنها بمستملى ديگر كه ازو دور تر بوده سخن صاحب ترجمه را ميرسانيده است . ابن الجوزى در منتظم از يكى از تلامذهء صاحب ترجمه نقل مىكند كه وقتى كه ما از قرائت كتاب السنن بر ابو مسلم فارغ شديم وى شكرانهء آن را [ كه بچنين توفيق عظيمى موفق شده ] ميهمانى مجللى كه صد دينار زر سرخ در وجه آن خرج نموده بود بما تلامذه داد ، بحترى شاعر معروف را در حق صاحب ترجمه مدايح غراست كه نمونهء از آنها را خطيب در تاريخ بغداد بدست داده است ، - در خصوص وجه شهرت او بكشى يا كجى ما بين مورخين اختلاف است ، سمعانى گويد كشى منسوب است بجد اعلاى او ( كش ) كه در سوق نسب او ملاحظه شد ، و بعضى ديگر گفته‌اند كشى معرب گچى است چه او وقتى خانهء در بصره ميساخته و دائما ميگفته گچ‌گچ [ بياوريد ] ، و ياقوت در معجم البلدان از ابو موسى حافظ نقل كرده كه كجى منسوب است بقريهء در خوزستان موسوم به « زيركج » ، - ( براى مزيد اطلاع از ترجمهء احوال ابو مسلم كشى رجوع شود بمآخذ ذيل : مروج الذهب مسعودى در حاشيهء ابن الاثير 10 : 112 در فصل خلافت مكتفى ، كتاب الفهرست ابن النديم ص 37 ، 232 .